من خنگ شده ام؟!؟؟

سلام.

چند وقتی هست که باز مشغله های ذهنی ام بسيار زياد شده است.دوباره مثل گذشته ها روياهای قبل و حين و بعد خواب به درون ذهن خسته ام هجوم می آورند.روياهای انتقام از آنانی که مورد تنفرم هستند.راستی گاه چقدر انسان کشتن راحت می نمايد!بگذريم....

چند تا کتاب شروع کرده ام که بدجوری حالم را گرفتند.از پس از خواندنشان بدجوری به احساس خنگ بودن دچار شده ام.نمی دانم اين کتابها سخت بودند يا ذهن من بدجوری فرتوت است  و يا اينکه نه من واقعا خنگ شده ام!!26.gif کتاب شازده احتجاب  اثر مرحوم گلشيری را با هزار شوق در دست گرفتم و آغاز به خواندن کردم.اما اين قضيهء سيال ذهن عجب مغزی به کار ميگيرد! هيچ نفهميدم!کتاب را در همان اوايل رها کردم. کتاب شبی از شبهای زمستان مسافری نوشتهء ايتالو کالوينو را باز کردم.از يک فضا به فضای ديگر ميجهيد و البته دقيقا می خواست همين حس سرگردانی را به خواننده القا کند.اما بدجوری تمرکز ميخواست و من که اين روزها ذهن آرامی ندارم کتاب را در نيمه رها کردم.شايد دوباره روزی آن را بگشايم.کتاب صد سال تنهايی اثر گابريل گارسيا مارکز را گشودم.عجب ترجمهء بدی داشت.اعصابم ديگر تحمل خواندن آن را نداشت.به اميد يافتن ترجمه ای بهتر آن را هم ناتمام رها کردم.آخرين کتاب دلچسبی که خوانده ام و نيچه گريه کرد نام داشت که نوشتهء اروين يالوم بود و بدجوری مرا تحت تاثير خود قرار داد.طوری که به گفتهء شاهدان عينی! در خواب مدام از آن سخن ميگويم! شايد هنوز نتوانسته ام ذهن خود را از آن آزاد کنم.نگاهی به قفسهء کتابهايم می اندازم.کتابهای ناخوانده بسيار دارم.شايد بهتر است دوباره هری پاتر را شروع کنم!!03.gif04.gif

/ 25 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
behzad

خوبه باز حداقل يکمشو ميخونی من که خيلی وقته متابی نخوندم :(( يعنی وقتش نيست فدات بای عزيز

ali

سلام بلاگ خوبی داری ... موفق باشی

rozz

salam agha man 3 ta az in ketab ha ro khondam hich fayedeii nadasht la aghal boro roman irooni bekhon geryatoon dar biad ye chiz digeh man asheghe in ahangam ke gozashtid ro web lagetoon mishe khaheshan lotfan begid esme in ahang va khanandh chie mikham bekharam montazeram nazarid ziad

زهرا

سلام.موقعی که سره حالی کتاب بخون اون وقت ديگه اين احساس بهت دست نميده

behzad

بازم سلام :)) نظرمو راجع به شورشهای اجتماعی و راه رهايی از شر رژيم پزسيده بودی :)) فکر کنم تنها راهی که باقی مونده متاسفانه يا خوشبختانه خشونت و حمله نظاميه تموم راههای مسالمت آميز امتحان دشه و نتيجه ای نداده وقتشه مقابل به مثل کنيم :)) فدات بای عزيز

پرنده آتش

سلام خوش به حالت اين قدر وقت کتاب خوندن داری

behzad

اومدم همون متن قبلی بود فدات بای عزيز

قانون جنگل

سلام/ اين جماعت فكرميكنند كه انسانند وانسانییت دارند اما ..............شاد باشی.

شیوا

سلام/ وبلاگ شما جزو معدود وبلاگهایی است که با وجود محدودیت وقت اونو می خونم . شاید بهترین نباشه ولی خوندن نوشته های شما همیشه احساس خوبی رو به من القا می کنه. اغلب نوشته هاتون قشنگن. / براتون آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم همیشه سرشار از حس زندگی باشین.

f

درود / اگر توجه کرده باشید در خود کتاب و نیچه گریه کرد هم آمده که این کتاب سندیت تاریخی ندارد . از همین رو همان ابتدا خواندنش را بی خیال شدم . نیچه را از نوشته های خودش دریاب نه دیدگاه های دیگران . ترجمه هر کس دیگری جز داریوش آشوری را هم بیانداز داخل آتش