شعری از گلسرخی

نه آنکه فکر کنی سرد است
که من در تهاجم کولاک
يکجا تمام هيمه های جهان را
انبار کرده ام
در پشت خانه ام

و در تفکر يک باغ آتشم
به تنهايی

من هيمه ام
برادر خوبم
بشکن مرا
برای اجاق سرد اتاقت
آتشم بزن

من هيمه ام
برادر خوبم

/ 1 نظر / 12 بازدید
دريا

گلسرخي همان گاه که دليرانه سينه پيش داد و فرياد کرد من در دفاع از خلقم سخن مي گويم اتشي بر افروخت که تا ابد با ياد او و همرزمانش فروزان خواهد بود