سياه يا به رنگ خاكستر

غروب
در زخم تخدير ديدگانش
و سياههء مرگ
در كبود لبانش.
وجودش نافي اراده
و صداي نا استوارش
مرگ آهنگ اعتبار
در مه آلوده اي از دود
و بوي رخوت.

من و صداي زنجير
سالهاي سالش نگريستن
و حكايتي را گريستن
حكايتي سياه يا به رنگ خاكستر

/ 0 نظر / 13 بازدید