گرد رخوت

سلام!

چندی است به سختی به هم ریخته ام! چندی است که چنگ بر گلوی خویش آویخته ام!  سخت است که ظلم را ببینی و حتی فریاد نتوانی کشید!

غمگنانه به خیابان رفتم. رفتم تا ببینم کسی آیا هنوز زنده است. دیدم مردگان در خیابان ها ولوله سر داده اند! بی خیال از همه چیز و همه کس چه شادمان پی شادمانی اند! بوی فراموشی، بوی تند و مهوع عادت ، بوی گند ترس و یأس، مشامم را سخت آزرد. تهوع مرا به خانه بازگرداند...قلم ، این همبستر سالهای دورم مرا فرا می خواند. قلم هنوز زنده بود، هرچند دستی برایم نمانده بود!...


چه زود گرد یأس و رخوت ، بر تن فرسوده ی شهر من پاشیده اند.

چه زود رنگ ریخته خون های سرخ ، زیر کفش های تابستانی فراموش شد.

چه زود رنگ سبز برگهای امید ، زیر خاکستری خاک خاموشی ، خفته ماند.

چه زود خصم خونخواره ، خشم و عصیان خلق را به سخره گرفت.

چه زود ندای ناله مند خواهرم ندا ، تنها به گوش مادر دردمندش نقش گرفت.

چه زود سینه ی ستبر سهراب ها، که چندی پیش، همین دیروز، به سرب داغ استبداد می سوخت، فراموش شد.

چه زود خونخواهی به خودخواهی مبدل شد...چه زود...

من از خویش بیزارم. من از خویش گریزانم!

چگونه سر بلند کنم میان خاطرات فرتوت این شهر خاموش؟ میان چشم های کوچه های دردآگین که روزگاری نه چندان دور، به میدان گلوله و سنگ و گدازه ، هزار پیکر پرپر شده را بدرود گفت!

ببین چگونه آن مشت های گره کرده ،‌آن مشت های گرزآگین، به جانب جیب های ترس‌، یا که نه! غفلت فرو خفت!

ببین چگونه غیوران یا  گرفتار گور شدند، یا به دیوارهای کور گرفتار...ببین!

و من! و تو! ببین چگونه درخفای خود، اگر کنیم، فقط نظاره می کنیم!

بیهوده مرا به بازی وهم‌آلود امید آلوده مکن! کشتند و نشستیم! نشستند و خفتیم!

بیهوده عاقبت به فردای آخرت مسپار! بیدار شو، برخیز! که اگر  همتی است تو را و عزتی، دستی به دستی دراز کن! دستی بگیر! دست مرا که من بی سبب تنهایم! دستم بگیر که سخت خستگی وجودم را گرفته است! توان برخاستنم دیگر نیست! دستی دراز کن اگر دستی برایت مانده است!

برخیز ای دوست! امروز برخیز که بسیار دیر است فردا...

/ 11 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صادق

روحیه ؟!!!! علی جان در مورد چیزی حرف میزنی که چند قتی است از دست دادم. البته قبل از این چند ماه نیز نداشتم ولی چند هفته به تلاتم درونی افتادم که میشود و ممکن است طوری شود که مجبور به رفتن نشوم. بتوانم بمانم و بسازم. ولی حیف حال چه شد ؟ نه میشود رفت نه میشود ساخت نه میشود .....

من ولی بر عکس همیشه و با یانکه از همه ی چیزهایی که می گی دلم گرفته ، تصمیم عقب نشینی ندارم، چون دیگه فرصت و مجالی برای عقب نشینی هم نیست. دیگه باید ادامه داد. باید امید داد حتی اگر خود آدم در اوج ناامیدی باشه. ناامیدی چیزیه که دشمن ما می خواد. باید تلاش کرد. دشمن بی کار ننشسته پس ما هم باید تلاش کنیم و به زانو درش بیاریم. می بریم. اگر بخواهیم.

صادق جان کاملا با تو موافقم. دلم می خواهد هر چه زودتر ببینمت. بعد از سالها...

علی

نه فرشته نجات! من هم مدت زیادی است که از او بی خبرم! هر کجا هم که به ذهنم رسید سرک کشیدم ولی خبری ازش نتونستم بگیرم

آرمان آریایی

سلام علی جان..حال و احوالت چطوره رو به راهی؟ گفتم یه حالی از دوست قدیمی و عزیزم پرسیده باشم..امیدوارم هر کجا که هستی موفق و موید باشی...به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا

ياور

درود بر مرد ايده‏آل من علي. برادرم غلي جان. خيلي وقت بود كه ازت بي‏خبر بودم. راستش نوشته‏ات را كه خواندم احساس عجيبي درم بوجود آمد. عجيب كه نه... خيلي وقت بود اين احساس را نداشتم. علي جان خيلي صادقانه بود. باور كن عين حقيقت است كه مي‏گويم.

ياور

درود بر مرد ايده‏آل من علي. برادرم غلي جان. خيلي وقت بود كه ازت بي‏خبر بودم. راستش نوشته‏ات را كه خواندم احساس عجيبي درم بوجود آمد. عجيب كه نه... خيلي وقت بود اين احساس را نداشتم. علي جان خيلي صادقانه بود. باور كن عين حقيقت است كه مي‏گويم.

امیر

رفیق علی نه ! موافق نیستم قلم خوبی داری ولی خوب ننوشتی ما توان داریم و فرسوده نشده ایم ف همت داریم به سند اینهمه مقاومت و خیزش ف نه اینکه فکر کنی منظورم همین بعد از 22 خرداده بیش از یکصد ساله که برای دمکراسی و بیش از 50 ساله که برای برابری میجنگیم و میبینی که این آسمان شب زده همیشه ستاره باران بوده نسل اندر نسل پشت به پشت همدیگر انکس که به پایان راه نزدیک است و نا توان شده ارتجاع سرمایه داریست

علی

امیر جان! این درد دلی بود از آن لحظه های بغض آلود که زیر آسمان شهرت قدم میزنی و دلت میخواهد کسی دستی به سویت دراز کند, آن لحظه ها که میخواهی کاری کنی ولی احساس شوم تنهایی سراپایت را میگیرد و میبینی کسانی را که چه دلخوش و خوابگون در خیابان ها پرسه میزنند و گویا همین دیروز نبود که خونها بر زمین ریخته شد! ورنه من خود آگاهم که ما سرانجام پیروزیم