عاشقانه

جز به رهت نمی روم،جز به تو جان نمی دهم
هر چه تو گفته باشیم ، تن به جز آن نمی دهم

دست پلید رشک و کین ، گر بکند اشارتم
شهرة عالم ار شوم ، بوسه نهان نمی دهم

حور زمین من تویی ، شور زمان من تویی
حوری شورزای خود ، پس به جنان نمی دهم

کینه کشان کمین تو ، دشمن من امین تو
گر تو کنی اشارتم ، آنش امان نمی دهم

آه و فغان اگر کنم ، عرش به لرزه می فتد
عرش ، سرای دلبران ، آه و فغان نمی دهم

پیر و نحیف گشته ام ، زار و ضعیف گشته ام
چهره جوان نما کنم ، رو به زمان نمی دهم

عشقم اگر جنون شود ، جانم اگر برون شود
در ره وصلت ای صنم ، تاب و توان نمی دهم

/ 0 نظر / 12 بازدید