ياد ايام...

سلام.تصميم گرفتم يک شعر که مال دوران گذشته است را بنويسم.

<<خار غصه>>

ای ارمغان راستی٬ ای پاکی و نجابت

ای رهگذار کويم٬ ای نور پر اميدم

چيزی به خاطرم نيست از روزگار کهنه

تنها تويی به ذهنم ای ساقی نبيدم

ای لرزه برفکندی بر اين تن شکسته

جز نام و ياد چهرت در دفترم نديدم

آيد سراغ قلبم آن پاکی نگاهت

هر جا قدم گذارم ٬ هر جا نفس کشيدم

هر جا سکوت شب بود٬ هر جا صدای فرياد

ياد تو را دميدم ٬ نام تو را شنيدم

با نور ديدگانت ٬ با نقش گونه هايت

از خاک مرده اکنون تا آسمان پريدم

رفتی تو از کنارم٬ آزرده شد نگارم

از جان خود گذشتم تا خانه ات دويدم

ای مستی شبانه ٬ ای هستی زمانه

دردی به جانم افتد هرگه تو را نديدم

گفتم هميشه هر جا تنها تو را بخوانم

گفتی برو ز پيشم دل از دلت بريدم

گفتم گل بهارم ٬ خار غمت به قلبم

اين خار غصه ها را از جان و دل خريدم.

آذر ۷۷

/ 26 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
2khtarkhabaghi

زمزمه های شبانه ات دلنشين بود...آه از گذر ايام

Mary

منم...ماری هميشگی و اين بار، اندوهگين. اندوهگين از غم از دست دادن استاد...آه، زندگی چه بازی ترسناکی است...

آزاد ياسمين

سلام . . . خوبی . . . اقا سر به ما نميزنی . . . راستی آپديت کردم . . . سر بزن . . . موفق باشی . . . آزاد

روزبه

شبيه شعری بود که يکی از دوستان راحله يزدانيار گفته بود...روزبه

parishan

سلام علی خان دستت درد نکنه خيلی قشنگه ولی کاش ...

ye_bandeye_roosiyah

بسم الله الرحمن الرحيم....اثبات وجود امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشريف) از ديدگاه شرعی(۱)........التماس دعا.....يا علی.

ب_ بلاتكليف

.... علی جان سلام . يه سوال ؟ برام جالبه که بدونم چی شد که ياد جوونتريات افتادی؟ شايد خاطره ای و شايدم اتفاقی . بهر حال از اون زمون پنج شش سال ميگذره و احتمالا بيشتر از ظرفيت زماني که گذشته تجربه پيدا کردی. شايد عجيب بنظر بياد ولی اين اصلا خوب نيست که يه جوون زير سی سال باندازه يه پنجاه ساله صاحب تجربه باشه و اين امريه که متاسفاه تو جامعه ما همه گير شده . ( نتيجه اينکه جوون بجای جوونی کردن همه اش داره تجربه کسب ميکنه)

ني آوا

سلام. شعر قشنگی بود شعری که حتما در مرورش به خاطرات هم می رسی. سپاسگزارم از حضورت در بلاگم.

Gift

migam ke Ali jan, fekr konam yade gozashte kafi bashe ;) biya ye sari be "haal" bezan... jadid chi dari?! :">

ناصر

خوشحال شدم از اينکه به من سرزديد...شعرتان هم زيبا بود...بنده فکر می کنم اينها جرات اعدام آغاجری و حتی تندروتر از اون رو هم ندارند....مگر در يک وضعيت کودتايی و بحرانی...البته دانشگاهها مستعد يک شلوغی هستند که به همين دليل اين حکم را هم احتمالا بزودی تغییر می دهند..موفق باشيد...