هیچ کس ارزش مذهب را به اندازهء کسانی که به خرد و اندیشهء خود پشت کرده اند نمیداند

.:| ایمیل .:. خانه |:.

 

سلام!

پس از ماهها و شاید سالها دوباره اینجا چیزی مینویسم. برای فردا. برای 25 بهمن! روزی که باز امیدها را جوانه زد.

آنقدر اینجا، خانهء زمزمه های شبانه ام را متروکه کرده بودم که حتی یادم نمی آید آخرین بار چه زمانی آمدم و نوشتم! اما امشب باز زمزمه ای میکنم شاید غباری از این خانه ام زدودم.


پریشانه ای از جنس فردا

امشب باز از آن شبهاست که نبض اظطراب ثانیه ثانیه میکوبد بر سینهء آشفته ام و بیم و هراس پنجه افکنده بر گلوی بغض آلوده ام.

در تلاطم درونی خویش، غوطه ور در خروش هراس و نسیم امید، این سو و آن سوی این چهار دیوار دور افتاده ام را میپویم.


هزار فکر حک شده بر ذهن خسته ام مرا مبهوت چهره ها و یادها و نامها میکند.

من امشب به فکر خویش نیستم. من امشب به فکر فردای خویش نیستم.

در این بلوای ناتمام نسل خود، به فکر آن محکوم به اعدامی هستم که پشت میله های سرد، شاید تنها امید زندگی اش فرداست. به فکر آن مظلومی هستم که امشب تنها بخت زنده ماندش را به عزم فردای مردم میبیند. به فکر سعیدهای ملکپور! به فکر صدها محبوس دربند دیگر که تنها جرمشان "مردم" بودن است.

من امشب به مادرانی فکر میکنم که آغوششان از گرمای فرزند خالی است. به گیسوان سپید شده و صورت های چروک خورده شان. به داغهای بر پیکر تکیده اشان و به ناله های داغدار مادرانه شان. به سفره های بی سهراب!

به آن پدرانی فکر میکنم که عزیزی را پشت دیوارهای سیاه و بلند اوین ها دارند. و آن عزیزی که در تنهایی بغض آلود امشبش، به فکر پدران و مادران رنجدیدهء آن سوی دیوارهای سیاه و بلند اوین ها است. به نسرین های ستوده!

من امشب به آن دستهای مضطرب اما پر از عشق و امیدی فکر میکنم که فردا رو به خیابانهای شهر مجروحشان در میگشایند. به آن امیدواران جاده های سبز امید.

به مردم ایران.

 

نظر شما()

نوشته شده توسط : علی در تاریخ : ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ و ساعت : ٧:۱٦ ‎ق.ظ





بودن یا نبودن-ارتباط زنده




لینکدونی


يادداشت های ماری مهرمند
قاضی نوشته ها
زنی 30 ساله
بی کس
شبنم فکر
یاور، احمد، داریوش
سلام به ناممکن
سياست امروز
زيرسيگاري
آیدا در آینه
دیب دمینی
هزار حرف نگفته
تاريخ ايران باستان
اشک سرد من

*****

نوشته های زير غبار- آرشيو گذشته ها

آغاز
عاشقانه
ای کاش
تَرک
سیاه یا به رنگ خاکستر
شعری از گلسرخی
دگرگونه
سوگ
شهر خموش
دریا
هیچکس
فرشته
گریز
حس گمشده
سلام
سال بد
دانشجو
مینا شهید افغان
یاد ایّام
همسفر
تقدیر
تنها
آرتور شاه
حقیقت
پایان
پی نوشت
نامه های عهد عتیق
مقاله ای از یک مجله
تصادف
عشقی گناه آلوده
هوای تازه
سمیرم
پراکنده
پینوشت
سرما/سگ/آخوند
باز همان تبر بر پیکرم نشست
خرداد
سی سالگی
منزل/کوی/بیمار
مرگ
دگرگونه

 

.:| .:. ایمیل .:. خانه |:.


 
Shabnava, All Right Reserved
Powered By