هیچ کس ارزش مذهب را به اندازهء کسانی که به خرد و اندیشهء خود پشت کرده اند نمیداند

.:| ایمیل .:. خانه |:.

 

سلام.

۴۰ دقيقهء ديگر راهی هستم. ۴۰ دقيقهء ديگر پرواز دارم.پرواز از ترمينال! دلم برايت تنگ ميشود.برای تو!

چند روز است که لبخند روی لبهايم ماسيده بود و تو خوب شرايط مرا درک کردی و خوب به دادم رسيدی.ممنون.

در اين چند روز حفظ ظاهر لازم بود. نميخواستم ديگران را پريشان کنم. اما گويا آنان که ميشناختندم پريشان و مشوش گشته اند.بيش از آنچه که گمان داشتم.زمزمه های همدرديشان را شنيدم اما چه کنم که من در لحظه های اندوه عزلت را از هرکجا بيشتر دوست دارم. از همه معذرت ميخواهم.

به هر حال گاهی برخی پيشامدها در لحظه، سخت و غم انگيز است اما فقط گذر زمان است که قضاوت صحيح را باعث ميشود. من به آينده اميدوارم.به آينده ای که اين بار با چشمانی باز خواهم ساخت.هر کجا که باشم. با هر که باشم و هر که با من باشد آينده در دستانم خواهد بود. شادمانم که اين مدت رفتارهايی ديدم که شايد هيچگاه گمان نميکردم از او سر زند. متعجبم که چطور او را نشناخته بودم.باز هم شکر ميکنم که زودتر از روزی که فرصت جبرانم نبود او را شناختم.او و دنيای کوچک مادی اش را.

دورهء سربازی فرصتی بسيار مناسب برای خودسازی يا بازسازی خواهد بود. من دوباره زاده خواهم شد.استوار و مصمم.من باز خواهم گشت.

دوست دارم زود بازگردم تا...

نظر شما()

نوشته شده توسط : علی در تاریخ : ۸ آبان ۱۳۸۳ و ساعت : ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ





بودن یا نبودن-ارتباط زنده




لینکدونی


يادداشت های ماری مهرمند
قاضی نوشته ها
زنی 30 ساله
بی کس
شبنم فکر
یاور، احمد، داریوش
سلام به ناممکن
سياست امروز
زيرسيگاري
آیدا در آینه
دیب دمینی
هزار حرف نگفته
تاريخ ايران باستان
اشک سرد من

*****

نوشته های زير غبار- آرشيو گذشته ها

آغاز
عاشقانه
ای کاش
تَرک
سیاه یا به رنگ خاکستر
شعری از گلسرخی
دگرگونه
سوگ
شهر خموش
دریا
هیچکس
فرشته
گریز
حس گمشده
سلام
سال بد
دانشجو
مینا شهید افغان
یاد ایّام
همسفر
تقدیر
تنها
آرتور شاه
حقیقت
پایان
پی نوشت
نامه های عهد عتیق
مقاله ای از یک مجله
تصادف
عشقی گناه آلوده
هوای تازه
سمیرم
پراکنده
پینوشت
سرما/سگ/آخوند
باز همان تبر بر پیکرم نشست
خرداد
سی سالگی
منزل/کوی/بیمار
مرگ
دگرگونه

 

.:| .:. ایمیل .:. خانه |:.


 
Shabnava, All Right Reserved
Powered By