هیچ کس ارزش مذهب را به اندازهء کسانی که به خرد و اندیشهء خود پشت کرده اند نمیداند

.:| ایمیل .:. خانه |:.

 

سلام.

چند وقتی هست که باز مشغله های ذهنی ام بسيار زياد شده است.دوباره مثل گذشته ها روياهای قبل و حين و بعد خواب به درون ذهن خسته ام هجوم می آورند.روياهای انتقام از آنانی که مورد تنفرم هستند.راستی گاه چقدر انسان کشتن راحت می نمايد!بگذريم....

چند تا کتاب شروع کرده ام که بدجوری حالم را گرفتند.از پس از خواندنشان بدجوری به احساس خنگ بودن دچار شده ام.نمی دانم اين کتابها سخت بودند يا ذهن من بدجوری فرتوت است  و يا اينکه نه من واقعا خنگ شده ام!! کتاب شازده احتجاب  اثر مرحوم گلشيری را با هزار شوق در دست گرفتم و آغاز به خواندن کردم.اما اين قضيهء سيال ذهن عجب مغزی به کار ميگيرد! هيچ نفهميدم!کتاب را در همان اوايل رها کردم. کتاب شبی از شبهای زمستان مسافری نوشتهء ايتالو کالوينو را باز کردم.از يک فضا به فضای ديگر ميجهيد و البته دقيقا می خواست همين حس سرگردانی را به خواننده القا کند.اما بدجوری تمرکز ميخواست و من که اين روزها ذهن آرامی ندارم کتاب را در نيمه رها کردم.شايد دوباره روزی آن را بگشايم.کتاب صد سال تنهايی اثر گابريل گارسيا مارکز را گشودم.عجب ترجمهء بدی داشت.اعصابم ديگر تحمل خواندن آن را نداشت.به اميد يافتن ترجمه ای بهتر آن را هم ناتمام رها کردم.آخرين کتاب دلچسبی که خوانده ام و نيچه گريه کرد نام داشت که نوشتهء اروين يالوم بود و بدجوری مرا تحت تاثير خود قرار داد.طوری که به گفتهء شاهدان عينی! در خواب مدام از آن سخن ميگويم! شايد هنوز نتوانسته ام ذهن خود را از آن آزاد کنم.نگاهی به قفسهء کتابهايم می اندازم.کتابهای ناخوانده بسيار دارم.شايد بهتر است دوباره هری پاتر را شروع کنم!!

نظر شما()

نوشته شده توسط : علی در تاریخ : ٢٠ فروردین ۱۳۸۳ و ساعت : ٤:٢۳ ‎ق.ظ





بودن یا نبودن-ارتباط زنده




لینکدونی


يادداشت های ماری مهرمند
قاضی نوشته ها
زنی 30 ساله
بی کس
شبنم فکر
یاور، احمد، داریوش
سلام به ناممکن
سياست امروز
زيرسيگاري
آیدا در آینه
دیب دمینی
هزار حرف نگفته
تاريخ ايران باستان
اشک سرد من

*****

نوشته های زير غبار- آرشيو گذشته ها

آغاز
عاشقانه
ای کاش
تَرک
سیاه یا به رنگ خاکستر
شعری از گلسرخی
دگرگونه
سوگ
شهر خموش
دریا
هیچکس
فرشته
گریز
حس گمشده
سلام
سال بد
دانشجو
مینا شهید افغان
یاد ایّام
همسفر
تقدیر
تنها
آرتور شاه
حقیقت
پایان
پی نوشت
نامه های عهد عتیق
مقاله ای از یک مجله
تصادف
عشقی گناه آلوده
هوای تازه
سمیرم
پراکنده
پینوشت
سرما/سگ/آخوند
باز همان تبر بر پیکرم نشست
خرداد
سی سالگی
منزل/کوی/بیمار
مرگ
دگرگونه

 

.:| .:. ایمیل .:. خانه |:.


 
Shabnava, All Right Reserved
Powered By